فلسفه ی وجودی خود وشناخت کودک خود

شازده کوچولو در یک باغ گل رز قدم میزد و گفتگویش این چنین بود:
شازده کوچولو: شماها کی هستید
گلهای رز: ما گل های رز هستیم
شازده کوچولو:یعنی گل من هم یک گل معمولی مثل شماهاست؟
آخه اون بهم گفت اون تنها یک نمونه از خودش تو کل دنیاست
روباه: اما اون یک گل معمولی نیست ، گل توئه زمانیکه صرف گلت کردی آن رو اینقدر مهم میکنه
شازده کوچولو: اون گل من
روباه : باید برگردی پیشش
شازده کوچولو: میدونم اگه برگردم تو گریه میکنی و اهلی کردنم هیچ فایده ای برات نداشت
روباه: بزار یه رازی را در گوشت بگم : فقط از دریچه قلب که یه نفر میتونه درست همه چیزو ببینه
چیزهای مهم از دید چشم ها مخفی اند.
داشتم باخودم این بخش ازمکالمه ی شازده کوچولو و دوستش روباه و میخوندم دیدم تو بررسی های علمی که شده خیلی از حرف های عرفا و دانشمندان و بزرگان ادبیات در همین حال و هوا و موضوع میچرخه که به خودت رجوع کن و خودت رابشناس.

بزرگانی که به شناخت خود تأکید دارند و اذعان دارند .
اگر خودت را بشناسی خالق خودتون را شناختید ووقتی خالق را شناختی توانستی به مرحله ای برسی که دیگه دست به قضاوت و داوری نمی زنی و دیگران را جستجو نمی کنی که چه میکنند و چه می خواهند بکنند.
به خودتون که رجوع کنید متوجه خواهید شد که در درون همه شما کودکی هست که دنیای بزرگسالی شما را ساخته و داره ذره ذره ازش تغذیه میکنه
کودک مون حرف های زیادی برای گفتن داره و برای بیان حرف هاش راه های متفاوت …
چه خوب اینجاست که خداوند به خودش بارها تبریک گفته از وجود انسان که خلقی متفاوت و 100 درصد است
فتبارک الله احسن والخالقین
روزی که آفرید تو را صورت آفرین در آفرینش تو به خود گفت: آفرین
صورت نیافریده چنین صورت آفرین برصورت آفرین و براین صورت آفرین
پس خدایی که این چنین مفتخر است به خلق ما چگونه ما مفتخر نباشیم به باورکودک درونمان
کودکی که سرچشمه همه دوست داشتن ها و علایق و حس های خوبی است که میشود داشت .
با شناخت درون خود وگل وجود خود میتوانیم بخش بزرگی از مسیر اصلی زندگی مون را پیدا کنیم بهش دست یابیم
میتوانیم تو مسیر رسالتی که بابتش به این دنیا اومدیم را بخوبی دریابیم و کشف کنیم و تو مسیر ش حرکت کنیم
از کجا آمده م آمدنم بهر چه بود به کجا میروم آخر ننمایی وطنم
کودک از کجا اومده ؟
برای چی اومده و چه میکنه ؟
و کجا قرار بره ؟
گفتم و خوندم ………………………….
تا به اینجا رسیدم
که
کودک درونمان را که بشناسیم میتوانیم در بزرگسالی اقدامات درستی در دوران نوجوانی و جوانی و انتخاب های مهم زندگی مون داشته باشیم و مسیر رشدی خودمون را به درستی مشخص کنیم ودر راهش قدم برداریم
کودکان ما هم بخشی از کودک درونمان هستند که جلوه ای از لطافت خداوندی هستند و به ما آموزه های زیادی درباره خودشون و حتی خود ما بعنوان والد میدهند .


برای شناخت حقیقی کودکانمون میتوان از طریق بازی و قصه اونها را با فلسفه وجودی خودشون آشنا کرد و مسیر حرکتی و رشدی اونها را بهشون نشون داد تا بتوانند افرادی قوی و بزرگ در زندگی خودشون و دیگران باشند و دنیا را جا بهتری برای خودشون و دیگران بسازند .
کودک درونمان را جدی بگیریم .

 

پاسخی بگذارید

بستن منو