چطور کودکان مان در راه رسالت اش قدم بردارد؟

علم همیشه یاری رسان بشر بوده و هست.در هر علمی خیلی از فرضیات و نظریه ها بزرگان پیشین بعد از سال ها رد می شود و نظریه های جدیدی می آید.

خب در جامعه ی ما چیزی که عمومیت داشته و دارد این هست که به فرزندان مان می گوییم تو باهوشی، تو عالی هستی،تو بهتر از بچه های دیگر می فهمی،تو استعداد در هنر نداری، تو باید دکتر و مهندس بشوی و … .

در واقع در کشور ما همه ی ما با طرز فکر ایستا مواجه هستیم.

اما طرز فکر ایستا یعنی چی؟

بسیاری از ما با این جملات مواجه ایم که تو استعداد فلان کار را نداری،چون پدرت فلان امتیاز را نداره تو نمی تونی تو این کار موفق بشی،کسی که تو کاری شکست بخوره دیگه نمیتونه از جاش پاشه،بچه را باید سرش داد زد تا حساب ببره و حرف گوش کنه و از این قبیل حرف ها.

وقتی ما به فرزندمان می گوییم تو باهوشی نتیجه این می شود که دیگر کودک ما تلاشی نمی کند چرا که باهوش بودن یعنی بدون تلاش به دستاورد های خوبی رسیدن.

وقتی که من به عنوان عضو کوچکی از جامعه ی روانشناسان کودک میبینم که پدر ها و مادر ها چطور با کودک خود رفتار می کنند و شخصیت و ارزش او را با مقایسه کردند با کودکان دیگر پایین می آوردن نتیجه چه خواهد؟

ما باید بر مبنای طرز فکر رشد با فرزندانمان برخورد کنیم یعنی اینکه کودک ما در هر کاری می تواند عالی شود فقط باید تمرین درست داشته باشد.

فرزندمان را از شکست نترسانیم.وقتی با گفتن باید ها و نباید ها تمام خلاقیت فرزندمان را می کشیم.من از شما یک سوال دارم کدام کار بزرگی در دنیا بدون شکست بوده؟

در واقع ما باید بدانیم و به فرزندمان آموزش دهیم که شکست بخشی از راه موفقیت است و تنها مسئله ای که اهمیت دارد این است که از دل آن شکست درس های که می توان گرفت را گرفت.

از شما می خواهم از این به بعد به جای اجبار کردن فرزندانتان در کاری یا هر فعالیت دیگری به او و خواسته هایش احترام گذاشته و در راهی که مورد علاقه ی کودک شماست همراه و هم قدمش باشید.

پاسخی بگذارید

بستن منو